بسم الله

ای پیش رو از هر چه خوبی است جلالت

                    ای دور شده آفت نقصان ز کمالت

زهره به نشاط آید چون یافت سماعت !

                    خورشید به رشک آید چون دید جمالت !

    به نام خدای بخشنده مهربان نزد اهل معرفت : ب بهای اهدیٌت سین سنای صمدیت و میم ملک الوهیت . بهإ او قدیم و سنإ او کریم و ملک او عظیم . بها او با جلال و سنا او با جمال و ملک او بی زوال . بها او دل ربا و سنای او مهرفزا و ملک او بی فنا. ۲

نزد اهل عرفان : ب بهار خدا و سین سنای خدا و میم ملک خدا . ۳

آب و گل را زهره ی مهر تو کی بود            

                  هم به لطف خودی نکردی در ازلشان اختیار

مهر ذات تو است الهی دوستان را اعتقاد    

              یاد وصف تو است

نزد اهل ذوق : ب برٌ با اولیا و سین سرٌ با اصفیا و میم منٌت بر اهل ولإ و ب برٌ او با بندگان و سین سرٌ او   با دوستان و میم منٌت او بر مشتاقان .اگر نیکی او نبود چه جای تعبیه ی سرٌ او بود ؟ و گر منٌت او نبود بنده را چه جای وصل او بود و بر درگاه جلال او چه محل بود  اگر مهر ازل نبود بنده چگونه آشنای لم یزل بود ؟   یا رب غمگنانرا غمگسار خدایا

زنجیر معنبر تو دام دل ما است              

                            عنبز نسیم تو غلام دل ما است

در عشق تو چون خطبه بنام دل ما است    

                         گویی که همه جهان به کام دل ما است

به نشان تو بینندگانیم و به شناخت تو زندگانیم و به نام تو آبادانیم و به یاد تو شادانیم و به یافت تو نازانیم و مست از مهر تو مائیم و صید عشق در دام تو مائیم. اسم ( بسم

الله) را از سمت گرفته اند و سمت داغ یعنی گوینده بسم الله دارنده ی آن رقم و نشان کرده ی آن داغ است . امام رضا (ع) فرموده اند : وقتی بنده بسم الله می گوید یعنی خداوندا داغ دارم و بدان شادم اما از بود خود بفریادم کریما بود مرا از پیش من برگیر که بود تو راست کند همه کارم . خدایا بود تو چراغ معرفت بیفروخت پس روشنی دل من افزونی است گواهی تو ترجمانی من کرد پس ندا من افزونی است نزدیکی تو چراغ وجد من بیفروخت پس همت من افزونی است . اراده ی تو کار من بساخت پس جهد من افزونی است . خداوندا از بود خود چه دیدم ؟ مگر بلا و عنا و از بود تو چه رسیدم ؟ همه عطا و وفا ! آغاز کتاب

خدا بر نام الله است و رحمن و رحیم  از آن جهت است که همه ی معانی در آن سه نام جمع است و آن معانی سه قسم است : قسمت جلال و و هیبت که در نام الله است و قسمی نعمت و تربیت که در نام رحمن است و قسمی رحمت و مغفرت که در نام رحیم است ! معنی دیگر آن  این است که در آن زمان که

خداوند محمد (ص ) پیغمبرش را به خلق فرستاد  مردم سه گروه بودند : بت پرستان و جهودان و ترسایان . گروه نخست نام آفریننده را الله می دانستند و این نام در میان آنان مشهور بود گروه دوم نام آفریننده را رحمن می دانستند و در  توراتشان مذکور است گروه سوم نام آفریننده را رحیم می دانستند و نزد آنان در کتاب  انجیل مذکور است . اینکه آغاز به نام

الله و بعد رحمن و سپس رحیم است . جهت آن است که سر آغاز همه آفرینش است و  بعد قدرت و پرورش و سپس رحمت و آمرزش . یعنی اینکه به قدرت بیافریدم و به نعمت بپروریدم و به رحمت بیامرزیدم ! پیر طریقت گفت :

خداوندا ! ضعیفان را پناهی و قاصدان را بر سر راهی  و مومنان را گواهی

چه عزیز است آن کس را که تو خواهی ؟!

خداوندا نام تو ما را جواز و مهر تو ما را جهاز و شناخت تو ما را امان و لطف تو ما را عیان . دوستان عزیز این تفسیر با ارزش از کتاب تفسیر ادبی و عرفانی کشف الاسرار قرآن مجید از خواجه عبد الله انصاری می باشد .

یه روز که سر نماز بودم و بابا بزرگم که بعد چند ماهی اومده بود خونمون جلوم نشسته بود منم که نماز نمی خوندم همینجور بدون اینکه معنی یکی از کلمات نمازم هم بلد باشم فقط طوطی وار کلمات عربی رو بدون اینکه بفهممشون می گفتم و فکر می کردم دارم عبادت خدا رو می کنم ! بعد نماز بابا بزرگم گفت هامون تو معنی نماز رو بلدی ؟ چطور مگه ؟ به روی خودم نیاوردم گفت بیا بشین پیشم یه دفتر و مداد هم بیار منم رفتم دفتر آوردم هیچ موضوع ندونستن من رو به روم نیاورد فقط گفت می خوام معنی نماز رو کامل می گم برات بنویسی اگه دوستات خواستن بشون کامل بگی منم نوشتم همون یه بار که داشتم می نوشتم کامل یاد گرفتم و هیج وقت حتی معنی یه کلمش هم دیگه یادم نرفت حالا این همه حرف زدم که اینو بگم توی معنی بسم الله الرحمن الرحیم گفت  می شه به نام خداوندی که هم در آخرت بخشنده است و هم در دنیا  ! این معنی از اون موقع تا حالا کلی به دلم نشسته کلی هم درکش کردم اصلا قابل توصیف نیست که بگم این بسم الله الرحمن الرحیم چه آرامش و لذت و قدرتی برام دار

قصه یی دراز

الهی !

 

در سر گریستنی دارم

 

دراز !

 

ندانم از حسرت گریم

 

یا از ناز !

 

گریستن از حسرت بهره یتیم و گریستن شمع ، بهره

 

 ناز!

 

از ناز گریستن ، چون بود ؟ این قصه یی است

 

دراز !

 

الهی الهی

الهی !

تو دوستان را به خصمان می نمایی

درویشان را به غم و اندوهان می دهی

بیمار کنی ُ و خود بیمارستان کنی

از خاک ُ ادم کنی و با وی چندان احسان کنی

سعادتش بر سر دیوان کنی

و به فردوس او را مهمان کنی

مجلس روضه رضوان کنی

ناخوردن گندم با وی پیمان کنی

و خوردن آن در علم غیب ُ پنهان کنی

آنکه او را به زندان کنی و سالها گریان کنی

جباری تو ! کار جباران کنی ! خداوندی! کار خداوندان کنی

تو عتاب و جنگ

همه با دوستان کنی

 

میلاد پیامبر اسلام مبارک

 

مـــــژده ایـــدل کــه مـهــیــن آیـت یــزدان آمــد


مــشــعــل راه هـدا خـتــم رســـولان آمـد


تـا زنـــده پـــرچـــم تــوحـیــد بـهـر بـــام و دری


بـهـر نــابـودی اصــنـــام شــتــابـان آمــد


مـسـلـمـیـن را بـده از قـول خــــداونـــد نــویـــد


اشــرف خـلـق جـهـان نـیـر تــابـــان آمـد

 

 

 

اسم تو نور امـید است و صفای سینه هاست
دین تو اسلام عشق است و بدور از کینه هاست
روز میـلادت شدم مست می عرفان تو
آیه شرع است و حق است، خط به خط قرآن تو . . .

 

 

 

 

 

 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

 

adadadadada

adadadadada

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم      به طاقتی که ندارم به کدان بار کشم

adadadadada

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت    آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

adadadadada

 

شب رحمت و مغفرت

الهم صل علی محمد و ال محمد

شادی روح تمامی اموات خصوصا پدر و مادرهای عزیز 

 

بابای عزیزم و مادر مهربانم سالهاست غم دوریتان را تحمل می کنم امشب

 از خدا برای من و خواهر ام و داداشم طلب یاری بخواهید و از ان کریم بی

همتا بخواهید دست ما را بگیرد و کمکمان کند میدونم شما به خدا

 نزدیکترین