من ...

 

من آن عاشق ترین پروانه هستم 

 

 

که عهدی بر سر جان با تو بستم 

 

تو آن شمع خرامان سوز هستی  

 

که چون آتش به جان من نشستی 

  

ندارم هیچ باک از آتش عشق 

که این آتش  ز مرهم خوشتر آید 

تقدیم به مهدی عزیزم  

مهدی جان

 

مهدی جان

 

 

دوستت دارم

مهدی جان

برای تو زندگی می کنم ، به عشق تو زنده هستم ، اگر تو نباشی دیگر

نیستم

توئی که بودنت به من همه چیز می دهد ، هر جا بروی دلم به دنبال تو

 میرود

این دیگر اولین و آخرین بار است که دل بستم ، تو در قلبمی و تنها نیستی  

تو مال منی و همه زندگی ام هستی ...

همین که احساس می کنم تو را دارم ، قلبم تند تند می تپد ، به عشق تو

می گذرد روزهای زندگی ام ....

به عشق تو می تابد خورشید زندگی ام و این است آغاز زندگی ام  

گذشته ها  گذشته ، با تو آغاز کردم و با تو می میرم ...

بودنم به بودن عشق تو است ، اگر این جا نشسته ام به عشق این انتظار 

است

در انتظار توام تا فردا ، تا هر زمان که بخواهی چشم به راه آمدن تو هستم . 

خسته نمی شود چشم هایم از این انتظار ، می مانم و می مانم از این خزان 

 تا پایان بهار

دوستت دارم مهدی جان ، بیشتر از خودم ، کمتر از خدا